دکتر طولابی در نشست در سایهسار اندیشه بزرگان به واکاوی اندیشههای ویتگنشتاین، هایدگر و ابن سینا در موضوع عشق و طرح آن در گذار از شعر کهن ایرانی تا فلسفه قرن بیستم پرداخت.
نخستین جلسه از سلسلهنشستهای ادبی‑فلسفی «در سایهسار اندیشهی بزرگان»، یکشنبه ۲۱ تیرماه ۱۴۰۵، با موضوع « مفهوم عشق در اندیشهی ابنسینا» در مهدی کلینیک برگزار شد. دکتر کرمالله طولابی استاد دپارتمان جراحی دانشگاه علوم پزشکی تهران و آشنا به مفاهیم فلسفی در این نشست، به تبیین ابعاد زبانی و وجودی عشق، از ادبیات کلاسیک فارسی در آثار ابن سینا حافظ و مولانا تا فلسفه ویتگنشتاین و هایدگر پرداخت.
به گزارش روابط عمومی دفتر ارتباط با دانش آموختگان این نشست با حضور دکتر سیدمنصور گتمیری رئیس دفتر ارتباط با دانشآموختگان، دکتر کرمالله طولابی استاد دپارتمان لاپاراسکوپی دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر علی مخبر عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در دپارتمان روماتولوژی و phD فلسفه، دکتر حسن آقاجانی رییس دپارتمان بیماریهای قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی تهران و جمعی دیگر از اساتید صاحبنظر در حوزههای فلسفه و ادبیات برگزار شد.
در این جلسه، دکتر کرمالله طولابی با اشاره به تنوع دیدگاههای مرتبط با واژه عشق در گستره فرهنگ و اندیشه اظهار داشت: در تاریخ ادبیات ایران، هیچ شاعر یا عالمی را نمیتوان یافت که درباره مفهوم عشق سخن نگفته باشد. وی با خواندن شعری از هوشنگ ابتهاج (سایه) با مطلع «ای عشق همه بهانه از توست، من خامشم این ترانه از توست» یادآور شد که حتی شعرای متأخر ما نیز به نوعی به تبیینهای متافیزیکی و باورهای عاشقانه همسو با آرای ابنسینا وفادار بودهاند.
این استاد دانشگاه همچنین به رویکردهای متفاوت شاعران کلاسیک اشاره کرد و افزود:حافظ شیرازی در بیت «فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی / بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز»، عشق را یک گزینش انتخابی برآمده از ساختار وجودی انسان و قدرت اختیار او میداند. در حالی که مولانا در مثنوی، عشق را در بستری شهودی و فراتر از بیان کلامی تعریف میکند. آنجا که میگوید: «چون قلم اندر نوشتن میشتافت / چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت». به باور وی، هر سه منظر متافیزیکی، انتخابی و وجودی به زیبایی در شعر کهن فارسی در جریان بوده است.
دکتر طولابی در بخش اصلی سخنان خود به تحول این مفهوم در فلسفه قرن بیستم پرداخت و مواجهه دو فیلسوف بزرگ این عصر یعنی ویتگنشتاین و هایدگر را با مقوله عشق تشریح کرد.
وی با تبیین دو دوره فکری ویتگنشتاین اظهار داشت که این فیلسوف تحلیلی در دوره اول فکری خود در کتاب رساله منطقی-فلسفی، زبان را ساختاری منطقی برای توصیف واقعیتهای فیزیکی جهان میدانست و گزارههای فاقد مابهازای خارجی—از جمله عشق و دین—را فراتر از مرزهای کلام و عملاً بیمعنا قلمداد میکرد. تا جایی که توصیه به خاموشی در برابر این امور رازآلود مینمود. اما در دوره دوم فکری، با مطرح کردن نظریه بازیهای زبانی و شکلهای زندگی، نگاه او متحول شد. در این دیدگاه جدید، کلمات ارزش ذاتی و محدود ندارند، بلکه معنای آنها در بستر رفتارها و قواعد جاری زندگی شکل میگیرد.
دکتر طولابی با ذکر مثالی افزود: همانطور که یک دروگر یا متخصص کامپیوتر ادبیات خاص خود را دارند و یک ناآشنا با فوتبال قواعد آفساید و پنالتی را درک نمیکند، عشق نیز بازی زبانی و قواعد خود را دارد. کسی که قواعد این بستر را بلد نباشد، مفهوم آن را درک نکرده و چه بسا منکر واقعیت آن شود.
استاد دپارتمان لاپاراسکوپی دانشگاه علوم پزشکی تهران در ادامه به رویکرد آنتولوژیک یا همان وجودی مارتین هایدگر اشاره کرد و گفت: فلاسفه قرن بیستم برخلاف اسلاف خود، به دنبال واسازی متافیزیک سنتی و مواجهه مستقیم انسان با حقیقت وجود بودند. در نگاه هایدگر، انسان یک سوژه مستقل و بریده از هستی نیست که در برابر جهان قرار بگیرد، بلکه یک دازاین یعنی امر وجودی آمیخته با گذشته, حال، آینده و تعاملاتش است.
وی با اشاره به تعریف هایدگر از تکنولوژی به عنوان امتداد وجودی انسان در خارج از کالبد فیزیکی، خاطرنشان کرد که هوش مصنوعی نیز در واقع ادامه تفکر و مغز ماست، همانطور که دوربین امتداد حواس بینایی ما به شمار میرود.
دکتر طولابی در پایان، تجلی عشق از منظر هایدگر را در گروی گشودگی بیحدوحصر دازاین به روی جهان دانست و تصریح کرد: لازمه یک زندگی اصیل و بنیادی، عبور از خودخواهیها، مواجهه با محدودیت زمانِ عمر و مرگ اندیشی است. به باور وی، هنگامی که این ابعاد برای انسان حل شود، دروازه وجود او به روی جهان گشوده شده و انسان به آینهای تمامنما برای بازتاب حقیقت هستی تبدیل میشود. رویکردی که در صورت غفلت از آن و غرق شدن در فضای تودهای جامعه، به فراموشی مرگ، عشق و اصالت زندگی منجر خواهد شد.
گفتنی است این جلسه با سخنان دکتر مخبر فوقتخصص روماتولوژی و دکترای فلسفه ادامه یافت که در بخشهای دیگر خبری این وبسایت به سمع و نظرتان می رسد.
نظر دهید